زمانی که متوجه شدید اشتباه تصمیم گرفته اید چه می کنید؟

زمانی که متوجه شدید اشتباه تصمیم گرفته اید چه می کنید؟

خطایی وجود دارد به نام خطای تشدید تعهد و معمولاً زمانی رخ می‌دهد که فرد یا سازمان هزینه‌های برگشت ناپذیر زیادی (مالی، زمانی ، شناختی و … ) را برای این تصمیم پرداخت کرده‌باشد. این خطا نمونه‌های فراوانی دارد.
به عنوان مثال شخصی که از رشته عمران خوشش نمی‌آید اما به دلیل اینکه چند سال از عمر خود را به پای آن گذاشته است، این رشته را ادامه می دهد. یا فردی که در زمان دبیرستان رشته ی ریاضی را انتخاب کرده، بعد از یک سال متوجه می شود که این رشته را دوست نداشته اما به راهش ادامه داده و در کنکور ریاضی شرکت می کند.
حتی در روابط عاطفی نیز این خطا به وفور یافت می‌شود زمانی که هیچ علاقه ای بین طرفین وجود ندارد اما به دلیل هزینه هایی که برای رابطه کرده‌اند و یا هزینه‌هایی که برای جدایی و رهاسازی خود از رابطه باید بپردازند، از اتمام آن اجتناب می‌کنند.

زمانی که تصمیم اشتباه می گیرید چه می کنید؟

سازمانها نیز درگیر این خطا هستند، سازمانی که برای یک پروژه هزینهٔ زیادی کرده‌ است و در نیمه راه متوجه می‌شود که موفقیت آمیز نخواهد بود اما باز هم این پروژه را جلو می‌برند!!
گاهی هم ممکن است بالا بودن هزینهٔ تغییر باعث شود ما ذهنمان رو در مقابل تغییرات ببندیم و یا آن را از گزینه‌های انتخابی مان به کلی حذف کنیم.

مثل زمانی که در رشته ای که دوست نداریم در دانشگاه قبول شده ایم. بعد مجبور می شویم در آن رشته تحصیل کنیم و هزینه های گزاف هم بابتش بپردازیم و در نهایت شغلی را برگزینیم که نه با شخصیت و نه با استعدادهای ما درخورد است!

معمولاً اشخاص یا سازمان‌های محافظه‌کار و دارای فرایندهای بروکراسی پیچیده بیشتر درگیر این خطا می‌شوند و در بسیاری از موارد همین ترس از ریسک یا تغییر باعث شکست‌ها سنگین و هزینه‌های گزافی می‌شود.

شما اگر دچار این خطا شدید چه می کنید؟ لطفا نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید.

منبع: باشگاه مدیران آریانا

3 دیدگاه

  • خب آخه خیلی سخته. کلی آدم هزینه می کنه میره دانشگاه بعد متوجه می شه رشته ای که انتخاب کرده چیزی نیست که همیشه آرزوش رو داشته. واقعا سخته آدم بخواد تغییر رشته بده و دوباره بخونه.

  • من دوازده سالم است. اما اگر اشتباهی مرتکب بشوم آن را تکرار نمی کنم. یعنی به اشتباه خودم ادامه نمی ددم

  • سلام
    من در دانشگاه تهران رشته مهندسی کشاورزی گرایش علوم دامی خوندم، اواخر تحصیل متوجه شدم من با کار در این رشته اقناع و ارضا نمیشم، پس پذیرفتم و زمینه های کاری متفاوتی رو تجربه کردم. با تمام مخالفت هایی که شد اما هیچ وقت به اون زمینه برنگشتم. حتی سال آخر در آزمون ارشد همین رشته، روزانه دولتی قبول شدم، اما نرفتم. از انتخابم راضی ام و حس خوبی دارم. البته در پیش دانشگاهی آرزوم بود همین رشته رو بخونم و خوندم. الانم نخواستم و ادامه ندادم. از روند زندگیم راضی ام چون خودم بیشترین سهم رو توی روند زندگیم داشتم. خداوند رو شاکرم


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *